کد خبر: 65957
تاریخ انتشار: مرداد 11, 1405گروه : پزشکی
کربلا در آغوش میلیونها عاشق؛ روایت مهر از شکوه بیمانند اربعین حسینی
خبرگزاری مهر- گروه استان ها، مهدی بخشی سورکی: شب که بر آسمان نجف سایه میاندازد، جادهای که از کنار حرم امیرالمؤمنین علی(ع) آغاز میشود، آرامآرام به رودی از انسانها تبدیل میشود، رودی که نه از کوه و چشمه، بلکه از دلهای بیقرار سرچشمه گرفته است. میلیونها عاشق از دهها کشور جهان، با زبانها، فرهنگها و رنگهای گوناگون، یک نام را زمزمه میکنند؛ «حسین» و گویی تمام جغرافیای جهان اسلام در این چند روز، در همین مسیر هشتاد کیلومتری خلاصه شده است. گرمای سوزان عراق هنوز از زمین برنخاسته است، اما زائران منتظر فروکش کردن آفتاب نمیمانند و برخی از نخستین ساعات غروب حرکت میکنند و برخی دیگر تا سپیدهدم گام برمیدارند. نسیم شبانه هرچند اندک، جان تازهای به خستگان راه میبخشد و ستونهای شمارهدار مسیر، یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته میشوند، ستونهایی که دیگر فقط نشانه فاصله نیستند، بلکه هر کدام خاطرهای از اشک، دعا، نذر، لبخند و خستگی شیرین میلیونها دلداده را در خود ثبت کردهاند. این روزها مسیر نجف به کربلا دیگر گنجایش شمارش زائران را ندارد و هرچه چشم کار میکند انسان است، انسانهایی که مقصد همه آنها یک نقطه بیشتر نیست. کودکی که نخستین پیادهروی زندگیاش را تجربه میکند، جوانی که کولهبارش را بر دوش انداخته، مادری که دست فرزندش را محکم گرفته، پیرمردی که با عصا قدم برمیدارد و جانبازی که ویلچر خود را به عشق حسین(ع) پیش میراند، همگی در یک مسیر و با یک ندا حرکت میکنند. در این جاده، خستگی معنا ندارد و پاها شاید از فرط راه رفتن تاول بزنند، اما دلها هرچه به کربلا نزدیکتر میشوند، سبکتر میشوند. بسیاری از زائران میگویند از عمودهای نخست، سنگینی مسیر را بر دوش خود احساس میکردند، اما اکنون که به روزهای پایانی نزدیک شدهاند، گویی نیرویی ناپیدا آنان را به پیش میراند، نیرویی که نه از جسم، بلکه از شوق دیدار سرچشمه میگیرد. از حدود ۱۰ روز پیش، هزاران موکب عراقی در طریقالحسین(ع) فعالیت خود را آغاز کردهاند و اکنون شبانهروز بیوقفه به زائران خدمت میکنند.
مردی که شاید تمام داراییاش یک دیگ غذا باشد، آن را با افتخار میان زائران تقسیم میکند، نوجوانی که ساعتها ایستاده تا برای رهگذران شربت خنک بریزد، لبخندش را بزرگترین مزد خود میداند، پیرزنی که کنار موکب نشسته و خرما تعارف میکند، با هر بار گفتن «تفضل یا زائر الحسین»، احساس میکند آرزوی سالها زندگیاش برآورده شده است. در مسیر نجف تا کربلا، هیچکس احساس تنهایی نمیکند و اگر زائری از فرط خستگی لحظهای کنار مسیر بنشیند، هنوز چند دقیقه نگذشته است که چندین نفر به سراغش میآیند، یکی آب تعارف میکند، دیگری غذا، آن یکی جای استراحت نشان میدهد و دیگری تنها میپرسد کمکی لازم دارید؟ اینجا زبان مشترک مردم، زبان خدمت است. برخی موکبها تنها محل توزیع غذا نیستند هر یک شهری کوچکاند که در آن از درمانگاه و داروخانه گرفته تا تعمیر کفش، شارژ تلفن همراه، ماساژ پا، محل استراحت، حمام و لباسشویی بهصورت رایگان در اختیار زائران قرار میگیرد. بسیاری از پزشکان، پرستاران، دانشجویان و نیروهای داوطلب، روزهای مرخصی خود را رها کردهاند تا چند روزی خادم زائران باشند. اینجا هیچکس از دیگری نمیپرسد اهل کدام کشور است، کافی است بگویند «زائر الحسین» تا همه مرزها رنگ ببازند. در کنار این صحنههای کمنظیر، خانوادههای عراقی نیز حضوری پررنگ دارند و بسیاری از آنان همراه کودکان و سالمندان خود در مسیر قدم برمیدارند. برای آنها پیادهروی اربعین تنها یک آیین مذهبی نیست میراثی است که باید از نسلی به نسل دیگر منتقل شود و کودک عراقی از همان سالهای نخست زندگی میآموزد که خدمت به زائران، افتخاری همسنگ عبادت است. رونق مسیر جذاب طریق العلما به سمتکربلا در سالهای اخیر، مسیر «طریقالعلما» نیز رونق بیشتری یافته است، راهی که از میان نخلستانهای سرسبز و روستاهای حاشیه فرات عبور میکند، حالا دیگر تنها میزبان زائران عراقی نیست و بسیاری از زائران ایرانی نیز آن را برای ادامه مسیر انتخاب میکنند. عبور از میان سایه نخلها، نسیم برخاسته از رود فرات و استقبال گرم روستاییان، تصویری متفاوت از اربعین را پیش روی زائران قرار میدهد، تصویری که در آن طبیعت و معنویت به هم گره خوردهاند. هرچه به کربلا نزدیکتر میشویم، چهره مسیر نیز تغییر میکند و حضور نیروهای امنیتی، پلیس، ارتش و رزمندگان حشدالشعبی پررنگتر از گذشته به چشم میآید. ایست بازرسیها در فواصل مختلف مستقر شدهاند و نظم عبور و مرور با دقت دنبال میشود. در حدود ۳۰ کیلومتری کربلا، دیگر خودروها کمتر دیده میشوند و مسیر تقریباً یکطرفه شده و تنها خودروهای امدادی، خدماتی و عمومی اجازه ورود دارند و با وجود این، ترافیک در ورودیهای شهر بسیار سنگین است و موج پایانناپذیر زائران، لحظهبهلحظه بر جمعیت میافزاید. در این میان، پرچمهای سرخ، سیاه و سبز که بر فراز موکبها و عمودها به اهتزاز درآمدهاند، گاه با تصاویر فرماندهان شهید جبهه مقاومت همراه میشوند. تصویر شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، شهید سید حسن نصرالله، شهید ابومهدی المهندس و دیگر شهدای مقاومت در طول مسیر به چشم میخورد. شماری از زائران عراقی نیز تصاویر قائد شهید امت را در دست گرفتهاند و گویی میخواهند بگویند راه عاشورا و راه مقاومت، دو روایت از یک حقیقتاند، حقیقتی که آزادگی، عزت و ایستادگی را از کربلا به همه نسلها آموخته است. عمود ۱۴۰۷، جایی که برای نخستینبار گنبد طلایی حضرت ابوالفضل العباس(ع) نمایان میشود اما هنوز شگفتانگیزترین لحظه این سفر فرا نرسیده است، لحظهای که زائر، پس از روزها پیادهروی، برای نخستین بار گنبد طلایی حضرت عباس(ع) را در افق میبیند، لحظهای که در عمود ۱۴۰۷، اشکها بیاختیار جاری میشود و همه خستگی راه در برابر شوق دیدار رنگ میبازد. اشک، گاهی پیش از آنکه چشم چیزی را ببیند، راه خود را پیدا میکندو در عمود ۱۴۰۷، جایی که برای نخستینبار گنبد طلایی حضرت ابوالفضل العباس(ع) از افق نمایان میشود، بسیاری از زائران دیگر توان ادامه مسیر را ندارند. گامها آرام میشود، کولهها بر زمین گذاشته میشود و نگاههایی که ساعتها در امتداد جاده دوخته شده بود، اکنون به گنبدی خیره میماند که پایان انتظار را نوید میدهد. برخی بیاختیار بر زمین مینشینند، گروهی سجده شکر به جا میآورند، عدهای پرچمهای یا حسین(ع) را بر سر میگیرند و اشکریزان زیارتنامه میخوانند و صدای گریه و زمزمه دعا در هم میآمیزد و هیچکس از دیگری نمیپرسد چرا اشک میریزد و اینجا همه زبان دل را میفهمند. پیرمردی که عصا به دست، مسیر چند روزه را پشت سر گذاشته، با دیدن گنبد تنها یک جمله بر زبان میآورد: «السلام علیک یا اباالفضل». جوانی که کولهپشتیاش مزین به تصویر شهداست، دستهایش را رو به آسمان بلند میکند و مادری اشکهایش را نثار علمدار کربلا میکند. در این نقطه، خستگی، گرما و رنج راه، دیگر معنایی ندارد و همه چیز در برابر شوق وصال رنگ میبازد. از اینجا به بعد، هر قدم زائر بوی کربلا میدهد و ازدحام جمعیت لحظهبهلحظه بیشتر میشود و مسیر به دریایی از انسانهایی تبدیل میشود که آرام، اما پیوسته به سمت حرمهای مطهر حرکت میکنند. صدای «لبیک یا حسین»، «لبیک یا عباس» و «یا لیتنا کنا معکم» در فضای شهر طنینانداز است و پرچمهای سیاه، سرخ و سبز بر فراز خیابانها موج میزند. ورودیهای کربلا دیگر گنجایش این خیل عاشقان را ندارد ورودیهای کربلا دیگر گنجایش این خیل عاشقان را ندارد و خیابانهای منتهی به مرکز شهر مملو از زائر است و حرکت در برخی معابر تنها با گامهایی کوتاه و آرام امکانپذیر است، با این حال هیچکس از این ازدحام گلایه ندارد و همه میدانند که رسیدن به حرم، خود بخشی از زیارت است. در همین حال، کربلاییها بار دیگر معنای واقعی مهماننوازی را به نمایش گذاشتهاند و تقریباً در هر کوچه، هر گذر و هر خیابان اطراف حرم، موکبی برپا شده است. دیگهای بزرگ غذا بیوقفه میجوشد، استکانهای چای یکی پس از دیگری پر میشود و عطر قهوه عربی، نان تازه و غذاهای محلی در کوچههای شهر پیچیده است. بسیاری از خانهها نیز درهای خود را به روی زائران گشودهاند، خانههایی که این روزها تفاوتی با موکب ندارند. در کربلا، پذیرایی تنها به غذا و نوشیدنی محدود نمیشود و مردم شهر با تمام وجود تلاش میکنند زائر احساس غربت نکند و اینجا خدمت به زائر، افتخاری است که هیچ بهایی برای آن پذیرفته نمیشود. هرچه به بینالحرمین نزدیکتر میشویم، ضرب آهنگ شهر تغییر میکند هرچه به بینالحرمین نزدیکتر میشویم، ضرب آهنگ شهر تغییر میکند و صدای نوحه از هر سو به گوش میرسد و دستههای عزاداری از شهرهای مختلف عراق و کشورهای گوناگون، یکی پس از دیگری وارد شارع القبله میشوند، خیابانی که در این روزها به یکی از مهمترین مسیرهای عزاداری اربعین تبدیل شده است. پرچمهای بلند عشایر عراق در کنار پرچم هیئتهای ایرانی، پاکستانی، لبنانی، افغانستانی، بحرینی، آذربایجانی و دیگر کشورها، تصویری از وحدت امت اسلامی را به نمایش گذاشته است. هر دسته با سبک و آیین خاص خود عزاداری میکند، اما مقصد همه یکی است، سلام دادن به سیدالشهدا(ع) و تجدید عهد با نهضت عاشورا. طبلها و سنجها با نوای نوحهخوانان درهم میآمیزد و عزاداران با لباسهای مشکی و سربندهایی که بر آنها جملاتی همچون «لبیک یا حسین»، «هیهات منا الذلة»، «یا لثارات الحسین» و «لبیک یا عباس» نقش بسته است، آرامآرام وارد بینالحرمین میشوند. آنان پس از عبور از صحن سیدالشهدا(ع)، راهی حرم حضرت عباس(ع) میشوند و آیین سنتی عزاداری خود را در جوار علمدار کربلا برگزار میکنند. بینالحرمین در این شبها، تنها یک گذرگاه میان دو حرم نیست، قلب تپنده جهان تشیع استو میلیونها انسان در فاصلهای کوتاه میان دو بارگاه نورانی، اشک میریزند، دعا میخوانند، قرآن تلاوت میکنند، نماز میگزارند و زیارت اربعین را زمزمه میکنند. با فرارسیدن شب، شکوه کربلا دوچندان میشود، نور گنبدهای طلایی در میان پرچمهای سیاه و انبوه جمعیت، منظرهای میآفریند که هیچ تصویر و دوربینی قادر به ثبت تمام عظمت آن نیست. این شبها، کربلا بیش از هر زمان دیگری به پایتخت عشق تبدیل شده است صدای «لبیک یا حسین» تا نیمههای شب و گاه تا سپیدهدم در صحنها و رواقها طنینانداز است و دستههای سینهزنی و زنجیرزنی یکی پس از دیگری وارد حرمها میشوند. این شبها، کربلا بیش از هر زمان دیگری به پایتخت عشق تبدیل شده است؛ شهری که میلیونها انسان از سراسر جهان را گرد هم آورده تا یکبار دیگر ثابت شود پیام عاشورا، مرز و جغرافیا نمیشناسد و هنوز پس از قرنها، دلهای آزادگان جهان را به سوی خود میکشاند. در میان این دریای بیکران جمعیت، هر چهره داستانی دارد، داستانی که شاید هیچگاه روایت نشود، اما در حافظه کربلا برای همیشه ماندگار خواهد ماند. زائری از شرق آسیا که کیلومترها دورتر از وطنش به این سرزمین آمده، پیرزنی از جنوب عراق که با وجود کهولت سن، هر سال خود را به مسیر نجف تا کربلا میرساند، نوجوانی از ایران که نخستین پیادهروی اربعین را تجربه میکند و پدری که کودک خردسال خود را بر شانه گرفته تا او نیز از نخستین سالهای زندگی، درس عشق به حسین(ع) را در همین جاده بیاموزد. در گوشه و کنار بینالحرمین، زائرانی دیده میشوند که در سکوت، گوشهای نشستهاند و تنها به گنبدهای نورانی خیره ماندهاند، گویی سالها حرف ناگفته را در همین لحظه با امام خویش در میان میگذارند. برخی قرآن میخوانند، برخی زیارت اربعین را زمزمه میکنند و گروهی تنها اشک میریزند و اینجا اشک، زبان مشترک میلیونها انسانی است که از سراسر جهان گرد هم آمدهاند. زیارت اربعین به نیابت از اولین زائر اربعین امسال امسال اولین زائر اربعین رهبر شهید انقلاب اسلامی بود و میلیون ها عراقی عاشق این فرزند رسول الله را بدرقه کردند و امروز نیز در بین الحرمین به نیابت از آن رهبر مقتدر مظلوم زیارت اربعین به جا می آوردند و معتقدند راه کربلا و راه مقاومت، هر دو از یک سرچشمه سیراب شدهاند سرچشمهای که نامش عاشوراست. در کوچههای اطراف حرم، هنوز شعله اجاق موکبها خاموش نشده است و نیمههای شب، زمانی که بسیاری از شهرهای جهان در سکوت فرو رفتهاند، اینجا دیگهای غذا همچنان بر آتش است، استکانهای چای پیدرپی پر میشود و خادمان، با همان لبخند نخستین روز، از زائران استقبال میکنندو برای آنان پایان خدمت زمانی است که آخرین زائر از کربلا خارج شود. در روزهای اوج اربعین، کربلا هرگز به خواب نمیرود و خیابانهای اطراف حرم تا سپیدهدم مملو از زائر است و صدای نوحه، دعا، تلاوت قرآن و زمزمه زیارت، لحظهای قطع نمیشود و گویی این شهر در این چند روز، ریتم زندگی خود را با ضربان قلب عاشقان سیدالشهدا(ع) تنظیم کرده است. در کنار خیل مشتاقانی که تازه به کربلا رسیدهاند، گروهی دیگر نیز با چشمانی اشکبار آماده وداع هستند، آنان که روزها و شبهای پرشکوه حضور در جوار حرمین را پشت سر گذاشتهاند، اکنون بار دیگر کولهبار سفر را بر دوش میگذارند؛ اما هیچکس احساس پایان ندارد و بسیاری از آنان هنگام خروج از حرم، زیر لب یک جمله را زمزمه میکنند؛ «یا حسین… سال دیگر دوباره میآییم.» در خروجیهای شهر، ناوگان حملونقل عمومی و خودروهای خدماتی عراق، زائران را به سمت نجف، حله و دیگر شهرها منتقل میکنند، اما دل بسیاری از آنان هنوز در بینالحرمین جا مانده است. نگاه آخر به گنبدهای طلایی، اشکهای بدرقه و دستهایی که برای آخرین بار به سوی حرم بلند میشود، وداع با کربلا را به یکی از تلخترین و در عین حال شیرینترین لحظات این سفر تبدیل کرده است. گرمای طاقتفرسای عراق، ازدحام میلیونی جمعیت، ساعتها پیادهروی و سختیهای مسیر، هیچکدام نتوانسته از شوق زائران بکاهد و آنان نشان دادهاند که وقتی مقصد، حسین بن علی(ع) باشد، خستگی معنا ندارد و هر قدم، خود عبادتی است که با عشق برداشته میشود. اربعین بزرگ ترین نمایش همدلی، ایثار، خدمت و برادری اربعین، تنها بزرگترین اجتماع سالانه جهان نیست، بزرگترین نمایش همدلی، ایثار، خدمت و برادری نیز هست و در این مسیر، ثروتمند و فقیر، عرب و عجم، سیاه و سفید، پیر و جوان، همه در کنار یکدیگر حرکت میکنند؛ نه کسی بر دیگری برتری دارد و نه مرزی میان دلها باقی مانده است. اینجا تنها یک هویت معنا پیدا میکند؛ «زائر الحسین». شاید راز ماندگاری اربعین نیز همین باشد؛ اینکه هیچ قدرتی نتوانسته این رود خروشان عشق را متوقف کند، نه گذر زمان، نه تهدیدها، نه جنگها و نه سختیهای راه، هیچیک نتوانستهاند از شور عاشقانی بکاهند که هر سال، خود را به این جاده نور میرسانند تا با آرمانهای عاشورا تجدید بیعت کنند. اکنون در آستانه اربعین حسینی، کربلا بیش از هر زمان دیگری به قلب تپنده جهان اسلام تبدیل شده است و میلیونها انسان، شانه به شانه یکدیگر، در سوگ فرزند پیامبر اعظم(ص) اشک میریزند، اشکهایی که نه از سر اندوه صرف، بلکه از سر عهد و پیمان است، عهدی برای ماندن در مسیر آزادگی، عدالت، عزت و مقاومت. و آنگاه که سپیده بر فراز گنبدهای طلایی میدمد، کاروانی از دلهای دگرگونشده، آرامآرام راه بازگشت را در پیش میگیرد؛ اما حقیقت آن است که هیچکس از کربلا بازنمیگردد، مگر آنکه بخشی از دلش را در بینالحرمین جا گذاشته باشد. آری… نجف تا کربلا تنها یک جاده نیست؛ روایتی است که هر سال دوباره نوشته میشود، مدرسهای است که درس ایثار و انسانیت را به جهانیان میآموزد و میعادی است که در آن، میلیونها انسان از سراسر زمین گرد هم میآیند تا یک حقیقت را با تمام وجود فریاد بزنند؛ عشق به حسین(ع) مرز نمیشناسد و این رود خروشان، تا هنگامی که نام حسین(ع) در دل آزادگان زنده است، هرگز از جوشش باز نخواهد ایستاد.
در اینجا، مفهوم میزبانی رنگ دیگری دارد و قطعا یکی از معجزه های اربعین همین فوران آتشفشان عشق به حسین علیه السلام است.






دیدگاهتان را بنویسید