کد خبر: 50199
تاریخ انتشار: اردیبهشت 1, 1405
گروه : شهرسازی

سیاست‌گذاری اقتصادی در جنگ؛ ارزیابی وضعیت صنایع مادر و انرژی

سیاست‌گذاری اقتصادی در جنگ؛ ارزیابی وضعیت صنایع مادر و انرژی

به گزارش خبرنگار مهر، ایران در حالی وارد شرایط آتش‌بس دو هفته‌ای شده است که اقتصاد کشور پس از پشت سر گذاشتن یک جنگ تحمیلی ۴۰ روزه (در امتداد نبرد ۱۲ روزه پیشین) با چالش‌هایی روبرو است. در این تقابل، زیرساخت‌های حیاتی، شریان‌های انرژی و قطب‌های صنعتی کشور به طور مستقیم مورد حملات مخرب آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفتند. در همین راستا، سلسله نشست‌های تخصصی با عنوان «سیاست‌گذاری اقتصادی در جنگ» توسط اندیشکده پول و ارز در حال برگزاری است. حسین درودیان، اقتصاددان و عضو هیئت علمی پژوهشکده امور اقتصادی وزارت اقتصاد، در نشستی به تشریح دقیق و مفصل خسارات وارد شده به بخش تولید، صنعت، مسکن و اشتغال پرداخت.

تولید؛ نبض تپنده اقتصاد در دوران جنگ و صلح

در ادبیات اقتصاد کلان، تولید ناخالص داخلی و حفظ جریان مستمر آن، اصلی‌ترین شاخص تاب‌آوری یک کشور در برابر تکانه‌های خارجی است. در شرایط جنگی، حفظ این جریان از یک دستور کار اقتصادی به یک ضرورت امنیتی و بقا تبدیل می‌شود.

حسین درودیان با تاکید بر این اصل بنیادین، مباحث خود را این‌گونه آغاز کرد: عنوان حمایت از کسب و کارها یک دستور کار همیشگی برای نظام سیاست‌گذاری اقتصادی است و تنها به دوره جنگ اختصاص ندارد؛ چرا که در دوره غیر جنگ نیز مسئله اصلی ما بخش تولید است. اساساً مهم‌ترین متغیر، شاخص و موضوع برای اقتصاد، مسئله تولید است. ما می‌توانیم اقتصاد را به تولید، تولید را به صنعت و صنعت را به صنایع خاص و هدف تقلیل دهیم. وقتی از تولید در شرایط جنگ صحبت می‌کنیم، ابتدا باید دقیقاً بدانیم تولید ما در چه وضعیتی قرار دارد تا بتوانیم برای حمایت از آن برنامه‌ریزی کنیم.

حملات هدفمند به شریان‌های انرژی و غول‌های فولادی

یکی از استراتژی‌های شناخته شده در جنگ‌های مدرن، از بین بردن زیرساخت‌های تامین انرژی (Utility) و صنایع مادر است تا از این طریق، فلج شدن شبکه‌ای در تمام صنایع پایین‌دستی رخ دهد. یوتیلیتی‌ها شامل واحدهای تامین‌کننده برق، بخار، آب صنعتی و اکسیژن هستند که بدون آن‌ها ماشین‌آلات صنعتی قادر به کار نخواهند بود.

درودیان با اشاره به آسیب‌های فیزیکی مستقیم به صنایع کشور افزود: اگر فرض کنیم این روند ادامه پیدا نمی‌کند، باید دید جنگ چه تبعاتی بر کسب‌وکارهای ما داشته است. شاخص‌ترین آسیب فیزیکی، ضربه به زیرساخت تولید گاز در پارس جنوبی بود که موجب کاهش قابل توجه تولید گاز شده است. آسیب فیزیکی مهم دیگر، بمباران دو شرکت مهم فولادی یعنی فولاد مبارکه و فولاد خوزستان بود. فولاد مبارکه به تنهایی سالانه ۷ میلیارد دلار فروش داشت. این شرکت‌ها تولیدکننده اسلب و ورق بودند و در زنجیره تولید کشور اهمیت استراتژیک داشتند.

وی در تشریح هدف قرار گرفتن متمرکز تامین‌کنندگان انرژی (یوتیلیتی) در قطب‌های پتروشیمی گفت: بالای ۸۰ درصد صنایع پتروشیمی ما در دو منطقه عسلویه و ماهشهر مستقر هستند. تامین یوتیلیتی در این مناطق به صورت متمرکز انجام می‌شود؛ مانند شرکت فجر در ماهشهر و شرکت‌های مبین و دماوند در عسلویه (متعلق به هلدینگ خلیج فارس). بر خلاف سایر پتروشیمی‌های کشور که خودشان برق و یوتیلیتی را تولید می‌کنند، این تمرکز باعث شد تا حمله دشمن به این سه شرکت اصلی، خسارت اقتصادی عظیمی به بار آورد و تعداد قابل توجهی از صنایع از دور خارج شوند. علاوه بر این، شرکت‌های پتروشیمی مهمی نظیر جم، شیراز، تبریز، بوعلی، پالایشگاه لاوان و انبارهای پالایش نفت تهران نیز به صورت مستقیم هدف قرار گرفتند.

اثر دومینووار؛ توقف تولید در صنایع پایین‌دستی

در علم اقتصاد صنعتی، اختلال در صنایع بالادستی (مانند پتروشیمی و فولاد) به دلیل پیوندهای پیشین، بلافاصله منجر به بحران تامین مواد اولیه در صنایع پایین‌دستی می‌شود. این پدیده به عنوان اثر سرریز منفی یا اختلال در زنجیره تامین شناخته می‌شود.

عضو هیئت علمی پژوهشکده امور اقتصادی در این باره توضیح می‌دهد: جنبه دیگر، آسیب‌های غیرمستقیم است. شرکت‌های پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه با وجود اینکه سالم هستند، اما به دلیل عدم تامین یوتیلیتی (گاز، برق، بخار یا اکسیژن) قادر به تولید نیستند. در نتیجه، صنایع وسیعِ زنجیره پتروشیمی که مصرف‌کننده پلاستیک و چسب هستند، کاملا تحت‌الشعاع قرار می‌گیرند؛ از جمله صنایع خودرو، لوازم خانگی، ساختمان، مبلمان، کفش، کیف و حتی صنایع غذایی (به دلیل آسیب جدی به تولید بطری‌های بسته‌بندی).

وی در خصوص بحران در زنجیره فولاد افزود: صنایعی که به ورق فولادی نیازمند بودند، مانند خودرو و لوازم خانگی، به شدت دچار مشکل می‌شوند. ما در زمینه میلگرد و تیرآهن ظرفیت مازاد داشتیم و مشکل خاصی نداریم، اما در زمینه ورق که محصولی حساس است، نیازمند واردات (احتمالاً از چین یا روسیه) خواهیم شد. البته پروژه توسعه آهن و فولاد گل‌گهر به عنوان یکی از اولویت‌های حمایتی در دستور کار است که می‌تواند حدود ۳ میلیون تن ورق وارد مدار کند. هرچند این رقم در برابر تولید ۷ میلیون تنی فولاد مبارکه کمتر است، اما می‌تواند تا حدی کمک‌کننده باشد.

تخریب گسترده در زیرساخت‌های مسکونی، هوایی و نظامی

علاوه بر بخش صنعت، آمارها نشان‌دهنده وارد آمدن خسارات سنگین به اموال عمومی، زیرساخت‌های دفاعی و ناوگان حمل‌ونقل هوایی کشور در طول این نبرد ۴۰ روزه است.

درودیان آمار خسارات این بخش‌ها را این‌گونه تشریح کرد: در بخش ساختمان‌های مسکونی، طبق اعلام رسمی ۴۵۰۰۰ واحد آسیب دیده‌اند. از این تعداد، آسیب ۳۷۵۰۰ واحد در حد جزئی (مانند کنده شدن در، پنجره و شیشه) است. ۴۷۰۰ واحد اسکلت سالمی دارند اما دیوارهایشان تخریب شده و بیش از ۲۵۰۰ واحد نیز نیازمند بازسازی کامل سازه یا تخریب و نوسازی مجدد هستند. در بخش هوایی، ظاهراً ۶۰ فروند هواپیمای ما آسیب دیده‌اند که سطح خسارت آن‌ها هنوز گزارش نشده است. در سطح نظامی نیز، از آنجا که هدف اول حملات دشمن، سیستم‌های پدافندی، رادارها و زنجیره تولید نظامی ما بود، آسیب‌های قابل توجه و مستقیمی را متحمل شده‌ایم.

بحران اشتغال؛ زنگ خطر دو برابر شدن جمعیت بیکاران

تخریب زیرساخت‌های فیزیکی و توقف زنجیره تامین، در نهایت خود را در مهم‌ترین شاخص اقتصاد کلان اجتماعی یعنی نرخ بیکاری نشان می‌دهد. از دست رفتن مشاغل، علاوه بر کاهش تقاضای موثر در اقتصاد، تبعات جبران‌ناپذیر معیشتی به همراه دارد.

این کارشناس مسائل اقتصادی در پایان، هشدار جدی خود را متوجه بازار کار کرد و گفت: بر اساس آنچه از سوی وزارت کار اعلام شده است، ما در اثر این جنگ یک میلیون شغل را به صورت مستقیم و ۲ میلیون شغل را به صورت غیرمستقیم از دست می‌دهیم. اگر به گزارش پاییز سال گذشته توجه کنیم که میزان جمعیت بیکار کشور ۲ میلیون نفر اعلام شده بود، در صورت صحت این برآوردها، تعداد جمعیت بیکار ما دو برابر شده و نرخ بیکاری در کشور در حقیقت به دو برابر افزایش پیدا خواهد کرد. این‌ها جنبه‌هایی از آسیب به فیزیک و فرایند تولید است، اما آثار اقتصاد کلان آن باید به طور مفصل در جایگاه خود بررسی شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *