کد خبر: 51270
تاریخ انتشار: اردیبهشت 5, 1405گروه : شهرسازی
توافق شتابزده با آمریکا به زیان تهران تمام میشود
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل- محدثه پاکروان: جنگ چهلروزه اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، فراتر از یک بنبست نظامی، شکاف عمیق فرهنگی و ادراکی را آشکار کرده است؛ شکافی که دههها دیپلماسی مبتنی بر فشار نتوانسته آن را پر کند. در حالی که واشنگتن همچنان به زبان ضربالاجل، تهدید و زور متوسل میشود، تهران بهطور مداوم با «صبر راهبردی» پاسخ داده است؛ رویکردی که ریشه در تمدنی با قدمت چند هزار ساله دارد، جایی که عزت و استقلال ملی، وزنی دارد که اغلب محاسبات راهبردی غرب را به چالش میکشد. برای درک بهتر اینکه چرا ایران تحت فشار تسلیم نمیشود، چگونه جامعه آن در برابر تهدید خارجی بسیج میشود و نیز برای روشنتر شدن ابعاد فرهنگی جنگ اخیر، خبرگزاری مهر با «لانا رواندی-فادای» مدیر مرکز فرهنگی شرق در مؤسسه مطالعات خاورشناسی آکادمی علوم روسیه گفتوگو کرده است. در این گفتوگوی مفصل، رواندی-فادای به تشریح چارچوب تمدنی تصمیمگیری در ایران، نقش همبستگی اجتماعی در تغییر برداشتهای جهانی و همچنین سابقه خطرناکی که در صورت بیپاسخ ماندن تخریب میراث فرهنگی مشترک بشر ایجاد میشود، پرداخت. متن کامل این گفتوگو در ادامه میآید: چرا به نظر میرسد واشنگتن قادر به درک این موضوع نیست که در فرهنگ ایرانی، مفهوم «تسلیم» اغلب بهعنوان امری غیرممکن تلقی میشود؟ با توجه به این شکاف فرهنگی، چگونه باید وضعیت کنونی را تفسیر کرد که در آن آمریکا همچنان به تهدیدهای علنی ادامه میدهد، در حالی که میانجیهای منطقهای در تلاش برای ترتیب دادن دور دوم مذاکرات هستند؟ مشکل تنها سیاسی نیست، بلکه عمیقاً فرهنگی است. طی دههها، واشنگتن بهطور فزایندهای سیاست خارجی خود را بر منطق فشار و اجبار بنا کرده و بر این فرض پیش رفته است که هر کشوری در نهایت، زمانی که هزینه مقاومت به حد بحرانی برسد، به آنچه سیاستمداران و نظامیان تندرو «امتیاز عقلانی» مینامند تن خواهد داد. دونالد ترامپ این رویکرد تهاجمی را با وجود وعدههای انتخاباتی خود درباره ایجاد صلح در جهان به سطحی بیسابقه رسانده است. منطق «زور حق میآورد» یا «اطاعت کن یا پیامدها را بپذیر» ممکن است در برخی موارد کارساز باشد، اما در مورد دولتهای تمدنی مانند ایران که در آن عزت ملی اغلب از رفاه مادی اهمیت بیشتری دارد، گمراهکننده است. فرهنگ و هویت ایرانی که حاصل هزاران سال تاریخ، تولیدات هنری و علمی، تجربه تجاوزات خارجی و میراث انقلابی است، ریشههایی عمیقتر از ایدئولوژی سیاسی، ترکیب قومی و منافع کوتاهمدت اقتصادی و نظامی دارد. ایران مجموعهای از اقوام و دیدگاههای مختلف است، اما در عین حال، همبستگی ملموسی میان مردم و احساس قوی و پایدار هویت ایرانی وجود دارد. میتوان آن را مانند لایههای خاک در یک محوطه باستانشناسی تصور کرد؛ لایههایی متفاوت که در طول زمان روی هم انباشته شده و در عین تفاوت، در یک کلیت واحد به هم پیوستهاند. همچنین نباید فراموش کرد که این هویت دارای مؤلفهای از ایثار است که با وجود سادهسازی در غرب کمتر دیده میشود و شاید درک آن برای آنها دشوار باشد. وسعت تاریخ ایران باعث شده مفهوم زمان نیز متفاوت درک شود. برخلاف انتظار غربگرایان، آمریکا امروز به زبان فشار و ضربالاجل سخن میگوید و به دنبال دستاوردهای سریع سیاسی است. در مقابل، ایران بر صبر راهبردی و محاسبه بلندمدت تکیه دارد. هرچند عزت و غرور ملی نقش مهمی در تصمیمگیری دارد، این به معنای رفتار «غیرعقلانی» نیست، حتی اگر با دشواریهای کوتاهمدت همراه باشد. بر اساس تجربه گذشته ایران، میتوان استدلال کرد که یک توافق شتابزده با آمریکا برای پایان دادن به فشارهای اقتصادی، ممکن است کوتاهمدت بوده و در بلندمدت به زیان ایران تمام شود. این رویکرد در واقع نوعی عملگرایی است و ایران در دهههای اخیر این عملگرایی را نشان داده است. کافی است به برجام اشاره کنیم که در آن تهران محدودیتهای قابلتوجهی را برای کاهش فشارها پذیرفت. اما این توافق بهصورت یکجانبه توسط دولت نخست ترامپ لغو شد و به وضعیت کنونی انجامید. البته برخی تحلیلگران معتقدند که تندروها در آمریکا بهخوبی میدانند ایران تسلیم نمیشود و صرفاً در حال زمینهسازی برای توجیه جنگهای بیشتر هستند. امید میرود چنین نباشد و افرادی در واشنگتن به پیامدهای این سیاستها آگاه باشند. از آغاز جنگ، مردم ایران هر شب در خیابانها حضور یافته و از کشور خود حمایت کردهاند. آیا این اقدام جمعی به درک دقیقتر جهان از جامعه ایران کمک کرده است؟ بله، بدون تردید. این حمایت گسترده نشان داد که ایران صرفاً یک دولت نیست، بلکه یک تمدن با کد فرهنگی عمیق است. این کد تاریخی شامل عناصر متعددی از جمله دولتداری باستانی، اسطوره، دین و تجربه مقاومت است. در چنین شرایطی، جامعه متلاشی نمیشود، بلکه بسیج میشود. این تجمعات شبانه، نماد این تابآوری تاریخی بودند و به جهان تصویری پیچیدهتر و واقعبینانهتر از ایران ارائه دادند. با این حال، هنوز در رسانههای محافظهکار آمریکایی مانند فاکسنیوز روایتهایی مطرح میشود که ایران در آستانه فروپاشی است؛ روایتی که یادآور تبلیغات دوران جنگ ویتنام است. تهدید ترامپ مبنی بر نابودی «تمدن ایران» چه تأثیری بر نگاه جهانی داشته است؟ چنین ادبیاتی در جهان امروز بسیار غیرعادی و خارج از چارچوب قابل قبول تلقی میشود. این نوع اظهارات بهعنوان نشانهای از تشدید خطرناک تنشها دیده میشود و نگرانیهایی فراتر از یک کشور خاص ایجاد میکند تا جایی که مسئله به حق موجودیت تمدنی نیز کشیده میشود. با توجه به گزارش تخریب برخی آثار تاریخی ایران مانند کاخ گلستان و کاخ چهلستون در نتیجه حملات، مسئولیت جامعه جهانی چیست؟ هرگونه آسیب به میراث فرهنگی، صرفنظر از کشور، غیرقابل قبول و مغایر با قوانین بینالمللی از جمله اصول یونسکو است. این آثار نهتنها متعلق به یک کشور، بلکه بخشی از میراث بشری هستند. در کشورهایی مانند ایران، این آثار فقط ساختمان نیستند، بلکه تجلی حافظه تمدنی هستند. تخریب آنها ضربهای به هویت است. اگر جامعه جهانی نتواند از این میراث حفاظت کند، اساس مفهوم مسئولیت جهانی زیر سؤال میرود. در عین حال، نابودی دستاوردهای مادی یک فرهنگ، اغلب به تقویت آن در ذهن و قلب مردم منجر میشود. مرکز فرهنگی شرق وابسته به آکادمی علوم روسیه، کنسرتی خیریه برگزار خواهد کرد و درآمد آن از طریق سفارت ایران در روسیه برای بازسازی میراث فرهنگی ایران اختصاص مییابد.
دیدگاهتان را بنویسید