کد خبر: 51105
تاریخ انتشار: اردیبهشت 5, 1405
گروه : شهرسازی

قبض جنگ ترامپ روی میز اروپا؛ از شوک هرمز تا بحران غذا و انرژی

قبض جنگ ترامپ روی میز اروپا؛ از شوک هرمز تا بحران غذا و انرژی

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: تجاوزگری آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران از همان روزهای نخست، فقط معادلات امنیتی غرب آسیا را به‌هم نریخت؛ موج آن از تنگه هرمز عبور کرد و به پمپ‌بنزین‌ها، فرودگاه‌ها، کارخانه‌ها، مزارع و سفره خانوارهای اروپایی رسید.

حالا بروکسل با بحرانی روبه‌روست که نه صرفاً افزایش قیمت نفت است و نه فقط اختلالی موقت در بازار انرژی؛ بلکه زنجیره‌ای از فشارهای اقتصادی و اجتماعی است که از سوخت و کود آغاز می‌شود و به تورم غذایی، رکود صنعتی و نارضایتی عمومی ختم می‌شود.

همین جاست که پرسش اصلی پیش روی اروپا قرار می‌گیرد؛ قاره‌ای که سال‌ها از تاب‌آوری و خودمختاری راهبردی سخن گفته، تا کجا حاضر است هزینه جنگی را بپردازد که واشنگتن و تل‌آویو علیه ایران به راه انداخته‌اند؟

زنجیره بحران‌های اروپا در پی تجاوز علیه ایران

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، برای اروپا فقط یک بحران انرژی نیست؛ این تجاوز یک زنجیره فشار چندلایه ایجاد کرده که از تنگه هرمز شروع شده و به هزینه واردات سوخت، ذخایر گاز، سوخت جت، بنزین، کود، غذا، تورم، رکود و معیشت خانوارهای اروپایی رسیده است.

الف) شوک انرژی و جهش هزینه واردات سوخت

بسته‌ و ناامن‌شدن تنگه هرمز، اروپا را با شوک قیمتی مستقیم روبه‌رو کرده است. رویترز ۲۴ آوریل (چهارم اردیبهشت) گزارش داد قیمت نفت برنت به ۱۰۶.۰۶ دلار و نفت وست‌تگزاس به ۹۶.۵۶ دلار در هر بشکه رسیده و برنت طی هفته جاری ۱۷.۱۳ درصد رشد کرده است. در همین گزارش آمده که بسته‌شدن تنگه هرمز پس از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت و ال‌ان‌جی را تحت تأثیر قرار داده است.

کمیسیون اروپا نیز اعلام کرده که اختلال در عرضه نفت و گاز خاورمیانه، در ۵۰ روز نخست جنگ حدود ۲۴ میلیارد یورو به صورت‌حساب واردات سوخت‌های فسیلی اتحادیه اروپا اضافه کرده است؛ یعنی اروپا بدون دریافت انرژی بیشتر، فقط بابت گرانی ناشی از جنگ، هزینه مضاعف پرداخته است.

ب) بحران ذخایر گاز و نگرانی از زمستان آینده

بحران فقط مربوط به قیمت روز نفت نیست؛ اروپا در حال از دست دادن حاشیه امنیت زمستانی خود است. آژانس همکاری نهادهای انرژی (ACER) اعلام کرده است که اتحادیه اروپا احتمالاً به هدف پر کردن ۹۰ درصدی ذخایر گاز پیش از زمستان نمی‌رسد و شاید تنها به سطح ۸۰ درصد برسد؛ آن هم با هزینه بالا و آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های تازه. ذخایر گاز اروپا اکنون فقط ۳۱ درصد پر است که پایین‌ترین سطح این فصل از سال از زمان بحران ۲۰۲۲ محسوب می‌شود.

ج) بحران سوخت جت و اختلال در حمل‌ونقل هوایی

یکی از ملموس‌ترین آثار بحران برای شهروندان اروپایی، حمل‌ونقل هوایی است. طبق گزارش رویترز از بسته اضطراری کمیسیون اروپا، اتحادیه اروپا حدود ۴۰ درصد سوخت جت خود را وارد می‌کند و نیمی از این واردات از مسیر تنگه هرمز می‌آید. فرودگاه‌ها هشدار داده‌اند که اروپا ممکن است ظرف چند هفته با کمبود سوخت جت روبه‌رو شود. «کریستین لاگارد» رئیس بانک مرکزی اروپا نیز در سخنرانی ۲۰ آوریل (31 فروردین) گفت قیمت سوخت جت از آغاز جنگ تقریباً دو برابر شده و از اوایل آوریل در برخی فرودگاه‌ها جیره‌بندی موضعی اعمال شده است.

د) جهش قیمت بنزین و فشار مستقیم بر خانوارها

افزایش قیمت نفت و مالیات بالای سوخت در اروپا، فشار را سریع به مصرف‌کننده منتقل کرده است. طبق داده‌های« گلوبال پترول پرایسس» در ۲۰ آوریل، قیمت بنزین اکتان ۹۵ در آلمان ۲.۴۱ دلار در هر لیتر، در فرانسه ۲.۳۲ دلار در هر لیتر و در نروژ ۲.۲۹ دلار در هر لیتر بوده است. این ارقام معادل تقریبی ۹.۱۲ دلار برای هر گالن در آلمان، ۸.۷۸ دلار در فرانسه و ۸.۶۷ دلار در نروژ است. بنابراین، جنگی که در غرب آسیا آغاز شده، برای شهروند اروپایی خود را در پمپ بنزین، بلیت هواپیما، هزینه حمل کالا و قبض انرژی نشان می‌دهد.

هـ) سرایت بحران انرژی به کود و غذا

انرژی گران، فقط سوخت را گران نمی‌کند بلکه کود و غذا را هم تحت فشار قرار می‌دهد. رویترز به نقل از اطلاعات دریافتی از اتحادیه اروپا گزارش داده که قیمت کود نیتروژنی در اروپا در مارس ۲۰۲۶، در سایه تحولات خلیج فارس، حدود ۵۸ درصد بالاتر از میانگین ۲۰۲۴ بوده است. همچنین حدود یک‌سوم تجارت جهانی کود از تنگه هرمز عبور می‌کند.

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، فائو، هشدار داده که بحران طولانی در هرمز می‌تواند با اختلال در صادرات انرژی و کود، قیمت غذا را بالا ببرد و بازده محصولات کشاورزی را کاهش دهد. برنامه عمران سازمان ملل نیز هشدار داده که اختلال در سوخت و کود، هم‌زمان با فصل کشت، می‌تواند بیش از ۳۰ میلیون نفر را دوباره به فقر بکشاند و اثرات آن حتی در صورت توقف فوری جنگ هم باقی می‌ماند.

بر پایه اظهارات کریستین لاگارد رئیس بانک مرکزی اروپا، حدود یک‌سوم تجارت دریایی کود از تنگه هرمز عبور می‌کند و اگر اختلال طولانی شود، تعدیل بازار از «افزایش قیمت‌ها» به سمت جیره‌بندی می‌رود؛ یعنی پیامد اقتصادی از تورم صرف، به کمبود واقعی و ضربه به تولید منتقل می‌شود.

و) فشار تورمی، رکود و ضربه به صنایع اروپا

بحران انرژی و غذا، اکنون وارد شاخص‌های کلان شده است. شاخص ترکیبی مدیران خرید منطقه یورو در آوریل از ۵۰.۷ به ۴۸.۶ سقوط کرده و وارد محدوده انقباض شده است. شاخص قیمت نهاده‌ها نیز به بالاترین سطح از اواخر ۲۰۲۲ رسیده‌است؛ یعنی شرکت‌ها هم‌زمان با کاهش تقاضا و افزایش هزینه تولید روبه‌رو هستند. لاگارد هم هشدار داده که جنگ می‌تواند رشد منطقه یورو را پایین‌تر و تورم را بالاتر از پیش‌بینی‌ها ببرد، چون اثر فوری آن از مسیر قیمت انرژی وارد اقتصاد می‌شود.

در آلمان، قلب صنعتی اروپا، مؤسسه ایفو گزارش داده ۷۸.۶ درصد شرکت‌ها ارزیابی آینده کسب‌وکار خود را دشوار می‌دانند. این رقم در بخش تولید ۸۷.۷ درصد، در صنایع شیمیایی حدود ۹۵ درصد و در تولید لاستیک و پلاستیک ۹۳.۹ درصد است.

شکست تاب‌آوری اروپا و ضرورت فشار بر آمریکا برای پایان تجاوزگری

شکست تاب‌آوری اروپا از همین‌جا آشکار می‌شود که بروکسل پس از سال‌ها سخن گفتن از «خودمختاری راهبردی»، «گذار انرژی» و «کاهش وابستگی»، دوباره با یک شوک بیرونی زمین‌گیر شده است. کمیسیون اروپا در بسته تازه «شتاب اروپا» پذیرفته که هنوز ۵۷ درصد انرژی مصرفی اتحادیه اروپا از سوخت‌های فسیلی وارداتی تأمین می‌شود و این بلوک فقط در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۴۰ میلیارد یورو برای واردات سوخت فسیلی پرداخته است.

مهم‌تر اینکه از آغاز بحران اخیر خاورمیانه، ۲۴ میلیارد یورو هزینه اضافی فقط به‌دلیل افزایش قیمت‌ها روی دست اروپا مانده است؛ یعنی اروپا انرژی بیشتری نگرفته اما پول بیشتری پرداخته است. این همان نقطه ضعف راهبردی اروپاست؛ قاره‌ای که می‌خواست بازیگر مستقل باشد، هنوز در بزنگاه‌های امنیتی و انرژی از تصمیمات واشنگتن، مسیرهای غرب آسیا و بازار جهانی سوخت ضربه می‌خورد.

واکنش‌های بروکسل هم بیش از آنکه نشانه ابتکار راهبردی باشد، نشانه مدیریت اضطراری خسارت است. کاهش مالیات برق، یارانه‌های هدفمند، حمایت از خانوارهای آسیب‌پذیر، هماهنگی برای پر کردن ذخایر گاز، آزادسازی احتمالی ذخایر نفتی و حتی بحث درباره ذخایر سوخت جت، همه نشان می‌دهد اروپا فعلاً در موضع دفاعی قرار دارد.

رویترز گزارش داده که ۲۲ کشور از ۲۷ عضو اتحادیه اروپا تاکنون اقداماتی برای حمایت از مصرف‌کنندگان اجرا کرده‌اند که بیش از ۱۰ میلیارد یورو هزینه داشته و شامل کاهش مالیات، سقف‌گذاری قیمت و تعویق افزایش بهای انرژی بوده است. مشکل اینجاست که مقام‌های اروپایی خود می‌دانند اگر جنگ ادامه پیدا کند، هزینه‌های آن به‌سادگی قابل جبران نیست؛ تجربه کرونا و بحران اوکراین هم نشان داده اقدامات موقت در اروپا خیلی زود به هزینه‌های دائمی تبدیل می‌شوند.

همین وضعیت، زمینه نارضایتی اجتماعی و سیاسی را در داخل اروپا تقویت می‌کند. شهروند اروپایی وقتی با قبض برق، بنزین گران، بلیت پرواز گران‌تر، فشار غذایی و نگرانی شغلی روبه‌رو می‌شود، طبیعی است بپرسد چرا باید هزینه جنگی را بپردازد که از تصمیمات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شده است؟ این پرسش فقط خیابانی یا رسانه‌ای نیست؛ وارد محاسبات اقتصادی دولت‌ها هم شده است.

بنابراین راه خروج اروپا از این بحران، فقط در بسته‌های اضطراری بروکسل یا شعارهای تازه درباره انرژی پاک خلاصه نمی‌شود. اروپا اگر نمی‌خواهد بحران هرمز به بحران مزمن معیشت، صنعت و امنیت اقتصادی تبدیل شود، باید از موضع تماشاگر ناراضی بیرون بیاید و هزینه‌سازی سیاسی جنگ را برای واشنگتن و تل‌آویو بالا ببرد. فشار دیپلماتیک برای توقف جنگ، بازگشایی کامل مسیرهای تجاری و انرژی، رفع محاصره غیرضروری و پرهزینه ایران و بازگرداندن ثبات به تنگه هرمز، برای اروپا یک انتخاب اخلاقی صرف نیست؛ یک ضرورت اقتصادی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *